طوفان شد و شاخهء گل ياس شكست. در ديدهء مرد اشك الماس گذشت بر سينهء مشك.تير جانسوزي خورد يك علقمه ائينهء احساس شكست
.هر گاه دلي به عشق مي انديشد.پراز ابرهاي احساس و حماسه ميشودو مي بارد. پر از صداي پرندگان. كربلا سرزمين عشق و احساس و حماسه و درد است... كربلا گستريه عاطفه هااي .پاك جانهاي تشنه افلاك. امروز تمام هستي به حسين ميبالد. ؟امروز تمام اقيانوس ها. عطش خيمه هاي او را دارن. باد ميوزد. ابرها را كنار ميزند..افتاب ميايد.صداي سم اسب ميايد..خوشابحال انكس كه امروز متواضعانه.؟ از خرمن گنبد حسين.خوشه ميچيند.و ياد اون در كنار فرات ارام ميگيرد.؟خانداني از اهل بيت خود بهتر؟.سراغ داريد. ..خداوند به همه شما جزاي خير دهد.اين حياط مدرسه اين كبوترهاي معصومي كه ما روزي به انها دانه ميداديم. اين همان كوچه.اين همان خانه.همان درگاه. اين همان ايوان همان تكيه همان در. اه.؟. اهسته اهسته. اندوه تو را به گلها گفتم.پر پر.. پژمرده شدن. غصه هاي تو را به آسمان گفتم. ابري غليظ شدن. طوفان شد تكرك شد. و پريشان و بي قرار باريد. پائيز كه برگها. را زرد نمي كند.؟؟ اين داستان سوزناك دل ما و رهروان توست. كه ما پاي حرف حق ايستادن را در مدرسه رهروي تو آموخته ايم؟ امشب باز تكه اي از اسمان ميان حافظه ماست.ما عابران معرفتيم. و خوشا به حال ما كه قلبي داريم. كه در ان چشمه خورشيد است. ياد تو سيال است زمين بيابان بي كسيست. اشكها چون دانه هاي گرم. چون.گردنبد مراواريد از هم كسسته ميريزند.جوانان سر به شانه هم ميگذارند. و در گوش هم دلتنگي اقاشونو زمزمه ميكنن. و من خودم. به دعاي ايشان مشغولم.. ؟در بعضی شهرها برف باريد است.. سفيدي. همجا را پوشانيده است.اي درخت انار اي انارهاي كه اين سو و ان سو افتاده ايد.دانه دانه سرخ بر اين سجاده سپيد.؟بر خيز بيا اي دوست.كه ما پير غلامان حسين ايم.گفتم جواني يادت هست.؟ .سياه پوشيده و گلاب زده. همراه هم .اه اي عطر شكوفه هاي جواني.صداي رويش راه او را.در عالم ميشنوم. كه اين راه و اين عشق تعطيل .شدني نيست.چنانكه ماه و خورشيد تعطيل نمي شوند.؟ كه تا حقيقت هست. اين راه و اين عشق هم هست.حتي اگر.كره زمين از ان طرف بچرخد؟.حسين جان.تا اني كه زنده ام.تركت.نميكنم. در راه تو ديروز امروز است و فردا؟. باشد انان كه فردا به دنيا مي ايند.عاشقتر باشن..؟؟ كه كتابها همه راوي حقيقت توست. تيك تاك تيك تاك. .ميگذرد.فرصت بلاتكليفي نيست.؟؟ ؟ كه دنيا جاي دل دل كردن نيست. يا سمت حسين.؟ يا..؟بايد با صداي بلند سمت خودت را اعلام كني. ؟ خواستم سلامي خدمت شما دوستان عزيز عرض كنم. و هم ياد بكنم از هموطنان جان. كه در كنج كنج در گوشه گوشه اين عالم. هستن. و الان با دلشون وقت پريشون بازيست. وقت قرار گرفتن. در سمت حضرت عشق با صداي بلنده.؟؟. الان چقدر هم وطن داريم كه. ارزوي يك چكه تكيه هاي تهران را دارن. يا هر شهري. ارزوي يك چكه هيت هاي كه در سرزمين ما هست دارن.؟ هر كجا كه دلي مي باشه ياد امام حسين هم هست.؟ هر كجا كه يك نفر ايراني باشه. و ماه محرم باشه. اونجا تكيه هم هست.و ياد حضرت سيد شهدا گراميست. در هر صورت اين بهانه اي شد كه به هم وطنان در گوشه گوشه عالم.در حال زندگي كردن هستن و ياد اين روزها و اين شبها هستن. و در غريبي دلشون با امام حسين (ع) هست. يك سلامي مخصوص جداگانه عرض كنم.؟ .درود به رندي كه.چون پياله گرفت.نخست ياد حريفان خسته جان افتاد.؟دستي كه مرهم است.بر اين زخم هاي جاري. كه ياد تو سيال است. از محرم تا محرم. وارث راه توايم.در روستاها شهرها بالا و پايين. اين سو ان سو.. ..مخفف اسم همه شيعيان خودت تويي.راز مشترك مردمان اين سرزمين اسم توست.در اين روزها شب كه ميشود ؟خرده هاي خيال را به نخ ميكشم. و با دل شهري شده ام. در پي مردان هيتي سينه زنان دعا گويان به ميدان ها ميروم. بر كف نماند چيزي.غير از دلي شكسته. در اتش اراميدن پروانه هاي خسته.. حسين جان. مثل آسمان پاکي اي خداي مهرباني ها مردمان اين سرزمين حسيني را درياب خوب ما که از تو سرشاريم ما را نگذار بيهوده اسير ارزو بمانيم..اگر دنياي روياهايمان سراسر زيرو رو گردد فقط يک حرف مي ماند. .خوشه خوشه تشنهء نام سرخ توايم .يا حسين..
+نوشته شده در یکشنبه شانزدهم فروردین 1388ساعت13:12توسط الهام |
|