آدما مث یه مسافرن
آدمـــا تو زندگی ، مث یه مســــــــافرن یه روزی دنیا می آن یه روز از دنیا می رنقصه بودن مــــا ، آخرش رفتن مـــــاستچیزی که جا می مونه ، دفتر خاطــره هاستدفتری پر شـــده از ، لحظه های خوب و بداینه رسم روزگـــار ، از گذشتـــــه تا ابدلحظه دربــــدری ، درد غربت کشیـــــدنتو غبار کوچه هــــا ، زندگی رو ندیـــدنزیر آوار زمـــــون ، گریه کردن تــا سحر مثل سایه در غــــم و حسرت یه همسفـــرلحظه ای که عاطفـــــه ، از دلا پر می زنهنور مهربونیهــــــــا ، به خونه سر می زنهوقتی دستای امید ، اشکـــا رو پاک می کنهغم و ناامیدی رو ، یه گوشــه خاک می کنهتوی راه زندگـــی ، آره ما مسافــــــریمبهتره که همسفــــــر ، باشیم و باهـم بریملحظـــــه شادی و غم ، قدر هم رو بدونیمبا لبای خاطــــــــره ، شعر عشقو بخونیـم
+نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت8:26توسط الهام | |
اشتیاق اشک سرد مهتاب(احساس) عاشق دیرینه سمیه سرزمین شادی مردقبیله سیما اقای محسن صادق گلی سعید گل گلاب تنهایی - اقا محمد گل شقایق سنگستان کاظمی قالب های فوق جدید ::...:...::
تعداد بازديدها: