تبليغاتX
عاشق شو تا مرز جنون

عاشق شو تا مرز جنون

دوستان عزیز

 
 
بهتر زندگي كنيم
 
زندگي يعني تكاپو
زندگي يعني هياهو
زندگي يعني شب نو روز نو انديشه نو
زندگي اموزگار عشق است. چنان زندگي كنيم كه هر كاري از ما سر ميزند عاشقانه باشد . زيرا تنها چيزي كه در اين دنيا هرز نمي رود عشق است.
عشق متضمن پيروزي‌ است.
تنها عاشق است كه پيروز است، روند عشق بسيار متناقض است.
در اين ميدان اگر مي‌خواهيد پيروز باشيد، بايد هرگز پيروز نباشيد.
عشق هرگز جوياي غلبه نيست، اما همواره غالب است. عشق از آنرو غالب است كه نمي‌خواهد غلبه كند.
تحميل و غلبه بركسي، خشونت است و دير يا زود مغلوب به فكر شورش مي‌افتد.
اما وقتي پاي عشق در ميان باشد، طغيان رنگ‌ مي‌بازد .
 
 
سالم زندگي كنيم
ويتامين « د » در چربى حل مى شود و در بدن ذخيره مى گردد، مصرف بيش از حد آن باعث مسموميت، ناراحتى كليه، بى حالى و بى اشتهايى مى شود. پس اگر جايى ويتامين « د » مفت پيدا كرديد، همين جورى نخوريد. ممكن است گريبانتان را بگيرد .
 
 
 
 
 
 


 
I want you to know, today and everyday,
when I say I love you, it's not just one word,
with one simple meaning....

It's a feeling inside my heart;
An emotion that exists because of you....
Because your smile, your eyes, your voice,
light up my heart, my world, my life....

I love you means that you bring me happiness,
fulfillment, and tranquility....
It means you are my best friend -
someone I can turn to; someone I can trust....

I love you means you are wonderful,
undeniable and amazing too....
I love you means forever.


 
 
 
 

\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\

+نوشته شده در یکشنبه سی ام بهمن 1384ساعت11:10توسط الهام | |

 
خدایا
 
به رغم تمامی تلاش هایم
 
شکست خورده ام
 
نیازمند آن نیرو ، شهامت و ایمانی هستم
 
تا دریابم که  در هر چه روی می دهد
 
رحمت تو نهفته است
 
مرا خردی بخش
 
که شکست را توقف نداند
 
وآن را نردبانی برای فراز به اوج ببیند
 
تا دریابم ،‌ راه موفقیت من را
 

 
تنها عشق پیروز است
 با وجود هر چه گردباد است که در چشمان من بلند می شود
با وجود هر چه اندوه است که در چشمان تو آرام می گیرد
با وجود روزگاری که آتش می کند
......بر زیبایی ، هر جا که باشد
......و بر عدل ، هر جا که باشد
..... و بر نظر، هر جا که باشد
من می گویم : تنها عشق پیروز است
تنها عشق پیروز است
هزارمین هزار بار می گویم
......تنها عشق پیروز است
که از پژمردگی و خشکی ، پناهی جز درخت مهر ما را نیست
با وجود این روزگار بد سرشت
....با وجود عصر و عهدی که به قتل نویسندگی دست می زند
....... و به قتل نویسندگان
......و به کبوتران .... گلها .... و علفها آتش می کند
...... و چکامه های نغز را ، در گورستان سگها در خاک می کند
من می گویم : تنها اندیشه پیروز است
هزارمین هزار بار می گویم
...... تنها اندیشه پیروز است ... و کلمهء زیبا نخواهد مرد
..... به هر شمشیری که باشد.... به هر زندانی .... به هر دورانی
..... با وجود همهء آنان که چشمان تورا ای نازنین ... در محاصره گرفتند
و سبزی و درختان را در آتش سوختند
با وجود همهء آنان که ماه مهر را در حصار خود گرفتند
...... من می گویم ای نازنین
..... تنها گل سرخ پیروز است ... و آبها .... و گلها
با وجود همهء خشکسالی ... و کم ابری و کم بارانی در روح ِ ما
..... با وجود همهء شب در چشمان ما .... روز پیروز است
...... با وجود این روزگار غرقه در نا بهنجاری
....... و افیون .... و اعتیاد
...... با وجود دوره ای که از تندیس و تابلو نفرت دارد...و از عطرها ... و رنگها
با وجود این دورهء گریزان از پرستش یزدان، به پرستش شیطان
با وجود آنان که سالهای عمر ما را از ما به سرقت بردند
و وطن را از جیب ما ربودند
با وجودهزار خبر چینی حرفه ای
وهزاران گزارشی که موشها برای موشها می نویسند
در روزگار ضد عشق..... ضد رویا..... و ضد دریا
من می گویم : تنها خلق پیروز است
تنها خلق پیروز است
و اوست که سرنوشتها را رقم می زند
....... و اوست دانای یگانهء مقهور کننده
 

 
اشکي که بيصداست
اشكي كه بي‌صداست پشتي كه بي‌پناست دستي كه بسته است پايي كه خسته است دل را كه عاشق است حرفي كه صادق است شعري كه بي‌بهاست شرمي كه آشناست دارايي من است كه هديه ميدهم به شما زخمهای عشق
چند سال پيش در يك روز گرم تابستاني ;کنارساحل، پسر كوچكي با عجله لباسهايش را در آورد و خنده كنان داخل درياچه شيرجه رفت. مادرش از پنجره كلبه نگاهش مي كرد و از شادي كودكش لذت مي برد
مادر ناگهان تمساحي را ديد كه به سوي فرزندش شنا مي كند، مادر وحشت زده به طرف درياچه دويد و با فرياد پسرش را صدا زد. پسر سرش را برگرداند ولي ديگر دير شده بود
تمساح با يك چرخش پاهاي كودك را گرفت تا زير آب بكشد
مادر از راه رسيد و از روي اسكله بازوي پسرش را گرفت
تمساح با قدرت مي كشيد ولي عشق مادر به كودكش آن قدر زياد بود كه نمي گذاشت او بچه را رها كند. كشاورزي كه در حال عبور از آن حوالي بود، صداي فريادهاي مادر را شنيد، به طرف آن ها دويد و با چنگك محكم بر سر تمساح زد و او را كشت
پسر را سريع به بيمارستان رساندند. دو ماه گذشت تا پسر بهبودي نسبي بيابد. پاهايش با آرواره ها تمساح سوراخ سوراخ شده بود و روي بازوهايش جاي زخم ناخن هاي مادرش مانده بود
خبرنگاري كه با كودك مصاحبه مي كرد از او خواست تا جاي زخم هايش را به او نشان دهد
پسر شلوارش را كنار زد و با ناراحتي زخم ها را نشان داد، سپس با غرور بايزوهايش را نشان داد و گفت
 «اين زخم ها را دوست دارم؛ اينها خراش هاي عشق مادرم هستند»

+نوشته شده در یکشنبه سی ام بهمن 1384ساعت10:46توسط الهام | |

خدا گفت :ليلي يك ماجراست ، ماجرايي آكنده از من .
ماجرايي كه بايد بسازيش .
شيطان گفت : تنها يك اتفاق است . بنشين تا بيفتد .
آنان كه حرف شيطان را باور كردند ، نشستند
و ليلي هيچ گاه اتفاق نيافتاد .

Click Here For Get More Mail From Sare2008 Group
 
مجنون اما بلند شد ، رفت تا ليلي را بسازد .
خدا گفت : ليلي درد است ، درد زادني نو ، تولدي به دست خويشتن .
شيطان گفت : آسودگي ست . خيالي ست خوش .
خدا گفت : ليلي ، رفتن است ، عبور است و رد شدن .
شيطان گفت : ماندن است . فرو ريختن در خود .
خدا گفت : ليلي جستجوست . ليلي نرسيدن است و بخشيدن
 
Click Here
 For Get More Mail From Sare2008 Group
 
شيطان گفت : خواستن است . گرفتن و تملك .
خدا گفت : ليلي سخت است . دير است و دور از دست .
شيطان گفت : ساده است . همين جا و دم دست
و دنيا پر شد از ليلي هاي زود . ليلي هاي ساده اينجايي .
ليلي هاي نزديك لحظه اي .
خدا گفت : ليلي زندگي است . زيستني از نوعي ديگر .
 
Click Here For Get More Mail From Sare2008 Group
 
ليلي جاودانه شد و شيطان ديگر نبود
مجنون ، زيستني از نوعي ديگر را برگزيد و مي دانست كه ليلي تا ابد طول مي كشد
ليلي گريه کرد
ليلي گفت : امانتي ات زيادي داغ است . زياد تند است .
خاكستر ليلي هم دارد مي سوزد ، امانتي ات را پس مي گيري ؟
خدا گفت : خاكسترت را دوست دارم ، خاكسترت را پس مي گيرم .
 
Click Here For Get More Mail From Sare2008 Group
 
ليلي گفت : كاش مادر مي شدم ، مجنون بچه اش را بغل مي كرد .
خدا گفت : مادري بهانه عشق است ، بهانه سوختن ؛ تو بي بهانه عاشقي ، تو بي بهانه مي سوزي .
ليلي گفت : دلم مي خواهد ، ساده ، بي تاب ، بي تب
خدا گفت : اما من تب و تابم ، بي من مي ميري
 
Click Here For Get More Mail
 From Sare2008 Group
 
ليلي گفت : پايان قصه ام زيادي غم انگيز است ، مرگ من ، مرگ مجنون ، پايان قصه ام را عوض مي كني ؟
خدا گفت : پايان قصه ات اشك است . اشك درياست ؛
دريا تشنگي است و من تشنگي ام ، تشنگي و آب . پاياني از اين قشنگتر بلدي ؟
ليلي گريه كرد . ليلي تشنه تر شد .
خدا خنديد
خدا گفت : زمين سردش است . چه كسي مي تواند زمين را گرم كند ، ليلي گفت : من
.

Click Here For Get More Mail From Sare2008 Group
 
خدا شعله اي به او داد . ليلي شعله را توي سينه اش گذاشت  سينه اش آتش گرفت . خدا لبخند زد . ليلي هم .
خدا گفت : شعله را خرج كن . زمين ا م را به آتش بكش
ليلي خودش را به آتش كشيد . خدا سوختنش را تماشا مي كرد .
ليلي گر مي گرفت .خدا حافظ مي كرد .
ليلي مي ترسيد . مي ترسيد آتش اش تمام شود . ليلي چيزي از خدا خواست . خدا اجابت كرد .
مجنون سر رسيد . مجنون هيزم آتش ليلي شد . آتش زبانه كشيد . آتش ماند
. زمين خدا گرم شد
.

Click Here For Get More Mail From Sare2008 Group
 
خدا گفت : اگر ليلي نبود ، زمين من هميشه سردش بود
 

+نوشته شده در یکشنبه سی ام بهمن 1384ساعت10:42توسط الهام | |

قشنگ ترین و جاودانه ترین اثر برای کسی که دوستش داریم
____________________________________________
 

+نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1384ساعت9:31توسط الهام | |

آس اول به شما خورد ، حاکم بازی شدین
حکم و دل کردین و از حکمتونم راضی شدین
 
دل تو یار تو و دل منم یار منه
توی دستم دل ندارم ، ولی هوادار منه
 
دل تو با دل ما رحم و مروت نداره
روی شاه خستهً ما ، آس پیک و میذاره
 
اگه کُت شم ، بازیه عشقمو باختم به چشات
امتیاز اولو میدم ، میمیرم تو نگات
 
شما به شیش رسیدین هیچی نصیب ما نشد
شاه مست دوتا چشمات ، روی دستت پا نشد
 
میشه امید تو رو فقط تو یه جمله نوشت
فکر کردی میام به جنگت ، فقط با یه سرباز خشت
 
دل تو شاه دل و رو دل ما سر می زنه
به دلت بگو عزیزم ، آس دل دست منه
 
همه حکما دست تو ، بی بیِ ، بی دل واسه ما
همه دلها دست تو ، یه دل عاشق واسه ما...  
 
 
نشد برم ، نشد نره ، نشد بخواد ، نشد بیاد
نشدولی شاید بشه ، واسم دعا کنین زیاد...
 
                                                             
                                           الهام

+نوشته شده در دوشنبه هفدهم بهمن 1384ساعت17:58توسط الهام | |

عشق Hosted by
 Tinypic.com
 
قصه ي عشق قصه عجيبي است . قصه معاشقه ها، قصه دوست
داشتن ها، قصه درد و دل كردن دو عاشق و معشوق. واقعا قصه
عشق قصه ای است كه غوغا به پا مي كنه … قصه عشق،قصه
آرزوهايی است که همه تبديل به رويا می شوند . همه تبديل به
خواب بيدارنشدنی می شوند ..... قصه عشق قصه سفر
پرستو های عاشق به شهر عشق هست ، پرستويي كه يك لحظه
سفر ميكند ، سفر به شهر خوشبختي ميكند.
تمام قصه ها با يکی بود يکی نبود يک کسی شروع می شوند
که: يکی بود يکی نبود!
اما قصه عشق من و تو از چشمهایت شروع شد ... چشمهایی به
رنگ آبی..... آبیه آبی آنقدر آبی که آسمان در پیش چشمان تو
خجل هست ..
اولين بارش محبتت را بر وجودم به ياد می آورم.... اولين تلاقی
نگاهمان را به ياد می آورم .... از همان اولين بار که نگاهمان به
هم گره خورد، چشمهايت مونس همه شبهای تاريکم شد. واز آن
روز همه روزهايم با ياد تو سپری مي شود.. وهمه شبهايم با
اميد طلوع نگاه تو به صبح می رسد. در تک تک لحظه هاي
زندگیم حضورتو جاری است..... حضورت و حضور يادت تنهاييم
را رونق می بخشد. در عطشناک ترين لحظه های بيابانيم بارش
چشمان تواست که سيرابم می کند... چه با شکوه است وقتيکه
پرنده دلم در آسمان وسيع چشمانت به پرواز در می آيد و چه
زيباست وقتی در خانه نگاهت آرام ميگيرد وتو با گرمای نگاهت
پر و بال خسته اش را مرهم مي نهی..... چشمانت ، عظمت شب
را به تصوير مي كشد . انگار پنجره اي گشوده اي است به رويم تا
از ميانش تمامي كهكشانهاي درونت را به خانه دلم ميهمان كنم .
هميشه به چشمهایت اعتماد داشتم و دارم ....
او هرگز دروغ نمی گوید!!!! دلم می خواهد دو رکعت نماز در برابر
چشمانت بخوانم و دعا کنم که خدا هرگز نگاهت را از نگاهم
نگيرد...
قصه عشق من و تو از چشمهایت شروع شد و با دستهایت ادامه
پیدا کرد دستان پر مهرت راهميشه وهميشه قدر دانسته ام ....
دستان پر مهری که در سردترين ساعات زمستانيم غنچه خاموش
قلبم رابه شکفتن پيوند داد ... دستانت ... سرشار نوازشند ...
وقتی با دستان مهربانت دستانم را می گيری ... انگار آرام آرام
خون آرامش رو تو تنم جاری می کنی ...زمانی که دستهای
نيلوفريت با آن انگشتان ظريف قلبم را لمس کرد احساس می کردم
نزدیک است تمام رگ هایم شکافته شوند ، تمام اعصابم سر از هم
بردارند ، و گسیخته شوند . دستهای تو ، و پنجه هایت می توانند
دهانه یک آتشفشان مخوفی را که آتش های مذاب در سینه اش
سر برداشته اند و هزاران انفجار در درونش یک باره طغیان
کرده اند را ببندند ، و آن را آرام کنند ... دستت را به من بده ...
آنها را از من مگیر….هر وقت که به دستهايت نگاه کردی جای
دستهای مرا خالی کن که جايشان توی دستهای تو خالی مانده
است.
تو توي زندگي من مثل يک تابلوي نقاشي مي موني… زيبا…
لطيف… پرحس و معركه. يک تابلوي محشر كه انگار تمام
لطافتهاي دنيا را تو خودش جمع كرده… يک نقاشي مات و مبهم
كه انگار جواب تمام معماهاي ذهن من هست و خودش بي جواب
مثل دريای آبی بي‌كران و بزرگ ، مثل آسمون آبي و زلال، آرام و
امن… مثل پرنده رها و سبك… و مثل پرواز خواستني و دور از
دسترس…
تو قشنگترين و لطيفترين تابلويي هستي كه تو زندگي ام ديدم…
يک جورايي انگار تجلي نقاشت هستي. اونم يه تجلي تمام
عيار… مظهر كرامت و بزرگي اون… مظهر استغنا و
بي نيازي اش… مظهر غرور دلنشينش…
کسی که بيشتر از تابلوهاي ديگهء‌ نمايشگاه هستی نظرم را جلب
كردي، چشمم را گرفتي،
‌مي دونم… زياد جلوت توقف كردم… خيلي وقت هست که تو
چشم هایت زل زدم… تو امواج خروشان دريای چشمت غرق
شدم.. تو آسمون آبي نگاهت پريدم …
خيلي وقته بي حركت و مات جلوي اين تابلو ايستادم و فقط
نگاهت مي كنم… از نگاه كردنت سير نمي شم. هر چي مي خوام
برم انگار يه چيز نخونده هنوز توي چشمهایت داد مي‌زنه:

« تو منو هنوز آنطور كه بايد نديده‌اي… »

چشم از چشمت نمي تونم بردارم… خدايا!‌ عجب پرتره‌اي
كشيده‌اي… چقدر سبز و خواستني است… چقدر بي قرار …
چقدر عاشق … چقدر بزر گ …
…تو براي من بهترين و گرانبهاترين تابلوي نمايشگاه آفرينشي،
 
 

+نوشته شده در دوشنبه هفدهم بهمن 1384ساعت17:57توسط الهام | |

Hand-made Ivory Beaded LilyHand-made Ivory Beaded LilyHand-made Ivory Beaded LilyHand-made Ivory Beaded Lily 

 
زمستان بود
فصل رو سپیدیها
برن افتاده بود دندان سرماها
تو گویی خنده بر بیچاره ها میکرد
نمی دانم چرا میکرد؟
تو گفتی گر مرا دوست داری از جان ودل
اکنون برای من گل سرخی مهیا کن
میان شهر گردیدم
به هر جا گل فروشی بود پرسیدم
که گل داری ؟
. چون پرسید ؟ که گل بهر چه و بهر که میخواهی؟
گفتم : برای تو ، برای لعبتی آشوبگر ، طناز و افسونکار
جوابم داد
در دل این برفهای سرد و تاریک ، هرگز گل سرخی نمی یابی.
بسان تشنه ای بودم که میگردد پی آبی
خجل ، شرمنده ، سر در سینه افکندم
ولی ناگه ز چاک سینه ام گل سرخی دیدم و بخود لرزیدم
گل سرخی به رنگ خون ، به رنگ باده گلگون
همان گل را فرستادم برای تو
نمی دانم پسندیدی؟
و یا مستانه خندیدی؟
نمی دانم ، نمی دانم .....؟
Hand-made Ivory Beaded Lily

+نوشته شده در دوشنبه هفدهم بهمن 1384ساعت17:38توسط الهام | |

Hand-made Ivory Beaded LilyHand-made Ivory Beaded LilyHand-made Ivory Beaded LilyHand-made Ivory Beaded Lily 

 
زمستان بود
فصل رو سپیدیها
برن افتاده بود دندان سرماها
تو گویی خنده بر بیچاره ها میکرد
نمی دانم چرا میکرد؟
تو گفتی گر مرا دوست داری از جان ودل
اکنون برای من گل سرخی مهیا کن
میان شهر گردیدم
به هر جا گل فروشی بود پرسیدم
که گل داری ؟
. چون پرسید ؟ که گل بهر چه و بهر که میخواهی؟
گفتم : برای تو ، برای لعبتی آشوبگر ، طناز و افسونکار
جوابم داد
در دل این برفهای سرد و تاریک ، هرگز گل سرخی نمی یابی.
بسان تشنه ای بودم که میگردد پی آبی
خجل ، شرمنده ، سر در سینه افکندم
ولی ناگه ز چاک سینه ام گل سرخی دیدم و بخود لرزیدم
گل سرخی به رنگ خون ، به رنگ باده گلگون
همان گل را فرستادم برای تو
نمی دانم پسندیدی؟
و یا مستانه خندیدی؟
نمی دانم ، نمی دانم .....؟
Hand-made Ivory Beaded Lily

+نوشته شده در دوشنبه هفدهم بهمن 1384ساعت17:38توسط الهام | |

در دنیا هیچ چیز شگفت انگیزترازاحساس سهیم کردن          There is nothing more دیگران نیست،          wonderful in the world than the feelin
و هیچ شادیی نمی تواند با گرمای حاصل از عشق ورزیدن          you get from sharing.
and there is no greater happiness Than the warmth
برابری کند.
You get from loving
__J.Russell Morrison
 
نه تنها دوست دارم دوستم بدارند،          I want not only to be loved,
بلکه دوست دارم بشنوم که دوستم دارند.        But to be told that I am loved

+نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم بهمن 1384ساعت17:53توسط الهام | |

+نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم بهمن 1384ساعت17:48توسط الهام | |

راز زندگي، زيستن در آن است. زندگي ما از ميليون ها لحظه تشكيل شده است‌ كه اين لحظات در راه هاي مختلفي صرف
مي شوند. بخشي از آن صرف جستجوي عشق، صلح و هماهنگي و مابقي آن صرف زنده ماندن ما مي شود. 

اما هيچ لحظه اي بزرگتر و بهتر از زماني نيست كه زندگي را با همه شادي ها و غم هايش كشف كنيم. يعني اين كه يك روز را در همان روز زندگي كنيم، خواه در يك ساختمان مجلل چهار اتاقه زندگي كنيم؛ يا در تلاش براي تهيه اجاره ماهانه خود باشيم، همگي اين قدرت را داريم كه كاملا راضي باشيم و يك زندگي به معناي واقعي را تجربه كنيم.

همه ما، اين توانايي را داريم كه هر لحظه را دوست بداريم و شاد باشيم. ما مي توانيم هر روز را به شكلي جديد تجربه كنيم و با اين شروع تازه اين اختيار را داريم كه همه روياهاي خود را به واقعيت مبدل سازيم.

هر روز يك امكان جديد است و زندگي كردن يك روز در يك زمان، ما را قادر مي سازد كه كاملا از زندگي لذت ببريم و آن رابه طور كامل زندگي كنيم.

 

الهام

+نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم بهمن 1384ساعت17:45توسط الهام | |

        ....Anime Art Wallpaper Collection....
           
 
   
   
   
 

+نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم بهمن 1384ساعت17:41توسط الهام | |

salam omidvaram hamegi khob bashin va az hamaton be khosos agha saiid tashakkor mikonam.

اگر مي خواهيد با گوشي موبايلتون مجاني صحبت كنيد .

تايپ كنيد(#094021 *21 *)البته تا 5 دقيقه مسعوليتش با من ولي
بيشتر با خودتون چون بعد از 5دقيقه خطتون رديابي ميشه وبعد
مصادره به نفع مخابرات البته اگر 100دقيقه هم صحبت كنيد مجانيه
راستي بعد ازتايپ اعداد بالا بايد كليد ok رابزنيد وبراي كنسلش
هم تايپ كنيد(#21#)وبعد ok
 
Restart کردن گوشی طرف مقابل توسط بلوتوث :
 
 
شما برای این کار باید ابتدا در داخل کامپیوتر خود یک صفحه WordPad باز
کنید،پس از باز شدن پنجره یک حرف را در درون صفحه وارد کنید فرقی
نمیکنه چه حرفی باشه میتونید اول اسم یا فامیل خودتون را وارد کنید مانند
M
 پس از انجام این کار و وارد کردن حرف دکمه Tab را از روی صفحه کلید خود
فشار دهید با این کار در اصل به اندازه 8 Space فاصله ایجاد میکنید و بعد از
آن حرف دوم را وارد میکنید مثل A و دوباره با فشردن دکمه Tab فاصله
دیگری را بین حرف ایجاد کنید و در پایان با وارد کردن یک حرف دیگر مانند H
به کار خود خاتمه دهید.
 
 
برای مثال نوشته زیر را به دست آورده اید:
M A H
 
 
مهم : فقط از 3 حرف و 2 Tab استفاده کنید در غیر این صورت برای گوشی
مشکل پیش خواهد آمد.
 
اکنون فایل مربوطه را به صورت Text ذخیره کنید و وارد گوشی خود کنید ،
فرقی نمیکنه که فایل را از چه طریق وارد گوشی کنید مهم وجود این فایل
در گوشی است.
 
 
 
خوب اکنون در داخل گوشی خود وارد همان فایل Text شوید و از قسمت
Options
 گزینه Save را انتخاب کنید ، پس از ذخیره این فایل به قسمت Notes
گوشی خود که معمولاً در قسمت Extras است بروید.فایل مربوطه در این
قسمت ذخیره شده است.فایل را باز کنید و دکمه مداد را فشار دهید و نگه
دارید و به وسیله جوی استیک تمام نوشته های خود در فایل را انتخاب کنید
با نگه داشتن دکمه مداد گزینه Copy در سمت چپ ظاهر میشود و این
گزینه را انتخاب میکنید.
 
 
 
اکنون از این قسمت خارج شوید و به قسمت بلوتوث گوشی خود بروید و
وارد قسمت اسم بلوتوث خود شوید اکنون اسمی را که قبلاً به بلوتوث خود
داده اید را پاک کنید سپس دکمه مداد را نگه داشته در این صورت در سمت
راست گزینه Past ظاهر میشود که با انتخاب گزینه Past نوشته خود را در
این قسمت کپی میکنید و از قسمت اسم بلوتوث خارج میشوید.
 
هم اکنون در کنار گزینه اسم بلوتوث 2 حرف خود را مشاهده میکنید که یکی
به رنگ مشکی و دیگری به رنگ قرمز میباشد که این بیان کننده موفقیت
شما در کار است، از این پس هرکس به وسیله بلوتوث گوشی شما را
جستجو کند گوشی قربانی Restart میشود ، برای غیر فعال کردن این کار
کافیست تا این حروف را از قسمت اسم پاک کرده و اسم دیگری را به آن
بدهید.
 
 
نکته: این کار فقط بر روی گوشی های نوکیا عمل میکند در ضمن اگر قربانی
گوشی شما را قبل از این کار جستجو کرده باشد و نام گوشی شما در آن
وجود داشته باشد گوشی مقابل ری استارت نخواهد شد، برای این کار
گوشی طرف مقابل را یک بار خاموش کرده و بعد از آن میتوانید آن را ری
استارت کنید.
 
 
امیدوارم از این کار به صورت صحیح استفاده کنید که حتماً همینطور است.
 
 
کدهای مخفی و نکات مهم در گوشیهای نوکیا :
 
 
 
 
 
#06#*
سریال نامبر گوشی را نشان میدهد ( IMEI )
 
 
#92702689#*
نمایش : سریال نامبر گوشی ، تاریخ ساخت ، تاریخ فروش ، تاریخ آخرین
تعمیرات ( 0000 به معنای نداشتن تعمیر قبلی) برای خروج از این صفحه
باید گوشی را خاموش و دوباره روشن کنید.
 
 
#3370*
با این کد شما از حالت EFR استفاده خواهید کرد که باعث میگردد از حداکثر
کیفیت صدای گوشی برخوردار شوید اما در عوض مصرف باطری شما کمی
بالاتر خواهد رفت
 
بر روی گوشی نوکیا 3310 آزمایش شد و عمل کرد)
 
 
 
#3370#
حالت EFR را غیر فعال میسازد.
 
 
#4720#*
گوشی را در حالت کیفیت صدای پائین قرار میدهد و در عوض مصرف باطری
شما درحدود 30 درصد کاهش میابد.
 
 
#4720#*
حالت قبل را غیر فعال میسازد.
 
 
#0000#* و یا #9999#*
ورژن سیستم عامل گوشی ، تاریخ ساخت نرم افزار ، و نوع فشرده سازی
را نشان میدهد.
 
 
#30#*
شماره های محرمانه گوشی را نمایش میدهد.
 
 
#67705646#*
در گوشیهای مدل 3310 و 3330 لگوی شبکه را حذف میکند ( IR-TCI )
 
 
#73#*
تایمر گوشی و همچنین تمام امتیازات بدست آمده در بازیها را Reset میکند.
 
 
#746025625#*
نمایش وضعیت سرعت clock سیمکارت گوشی. اگر گوشی شما دارای
حالت SIM Clock Stop Allowed باشد به این معنا خواهد بود که گوشی
شما میتواند درحالت کمترین میزان مصرف باطری درحالت Standby قرار
بگیرد.
 
 
#2640#*
کد رمز فعلی گوشی را نشان میدهد. کد رمز گوشی در حالت عادی
12345میباشد.
 
 
#7780#*
RESET گوشی یا همان بازگشت به حالت تنظیمات کارخانه ای. مناسب
برای زمانیکه گوشی قاطی کرده است . درواقع درایو C گوشی را ریست
میکند (ریست گوشی بدون حذف برنامه ها) بعد از وارد کردن این کد ،
گوشی از شما تقاضای وارد کردن security code را خواهد داشت که اگر آنرا
قبلا تغییر نداده باشید 12345 میباشد.)
 
 
#7370#*
فرمت گوشی . مناسب برای زمانیکه گوشی خیلی خیلی قاطی کرده
است. درواقع این کد درایو C گوشی را فرمت میکند و البته تمامی برنامه ها
و فایلهای موجود بر روی این درایو از بین خواهند رفت . بعد از وارد کردن این
کد ، گوشی از شما تقاضای وارد کردن security code را خواهد داشت که
اگر آنرا قبلا تغییر نداده باشید 12345 میباشد.)
 
 
روش مستقیم فرمت گوشی های اسمارت فون بدون نیاز به منوی گوشی:
 
اگر پسوورد ( security code ) گوشی قبلا تغییر داده شده است و آنرا نمی
دانید و همچنین گوشی شما از سیستم عامل سیمبین ورژن7 استفاده می
کند ( مثل 6600 و 7610 و 6620 و 6260 و 9500 و 9300 ) ابتدا گوشی را
خاموش کرده و در حالیکه سه دگمه سبز ، * ، 3 را همزمان نگه داشته اید
گوشی را روشن کنید و آنها را آنقدر نگه دارید تا کار فرمت آغاز بشود. دراین
حالت از شما دیگر پسوورد خواسته نخواهد شد و مستقیما گوشی فرمت
خواهد شد.
 
فرمت کارت حافظه گوشی:
 
به صورت safe mode گوشی را روشن کنید ( برای اینکار درحالیکه دگمه
pen (مداد) را نگه داشته اید گوشی را روشن کنید البته درظاهر تفاوتی را
مشاهده نخواهید کرد.) سپس این مسیر را در گوشی بروید:
menu>>Extras>>Memory>>Format MEM.card
 
حالت safe mode بسیار به دردتان خواهد خورد و در مواقعیکه گوشی هنگ
کرده و بالا نمی آید احتمالا به دادتان خواهد رسید و باعث می شود گوشی
بالا بیاید و بعد از آن بتوانید گوشی را درصورت تمایلتان فورمت و یا کار
دیگری بر روی آن بکنید. درواقع کار آن همانند عمل safe mode ویندوز می
باشد و در این حالت دیگر اکثر برنامه های کاربردی که در پشت صحنه
همیشه در حال اجرا بودند ، دیگر اجرا نخواهند شد و به همین دلیل گوشی
اصطلاحا به راحتی بالا می آید. که در گوشی های مختلف کمی متفاوت
می باشد و در اسمارت فونها اکثرا باید کلید خاصی را ( کلید ABC و یا
PEN ) را نگه داشته و سپس گوشی را روشن کنید.تاکید می کنم که در
حالت safe mode شما تغییری در ظاهر منوی گوشی نخواهید دید و همه
چیز در پشت صحنه اتفاق افتاده است و یا بهتر بگویم از اتفاق افتادن آنها
( برنامه ها ) جلوگیری کرده است.
 
 
#43#*
کنترل حالت call waiting ( انتظار) گوشی.
 
 
#61#*
کنترل شماره ای که به عنوان divert در صورتیکه به تلفن پاسخ داده نشود ،
تعیین گردیده است.
 
 
#62#*
کنترل شماره ای که به عنوان divert درصورتیکه شبکه دچار اشکال باشد
( آنتن نباشد) تعیین گردیده است.
 
 
#67#*
کنترل شماره ای که به عنوان divert درصورتیکه گوشی اشغال باشد ،
تعیین گردیده است.
 
 
#شماره*21**
divert به شماره مورد نظر در هر حالتی.
 
 
#شماره*61**
divert به شماره موردنظر در حالت عدم پاسخ گوئی ( no Reply )به تلفن
زده شده.
 
 
#شماره*67**
divert به شماره مورد نظر در حالت اشغال بودن گوشی ( on Busy )
 

+نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم بهمن 1384ساعت17:38توسط الهام | |

سلام حالتون چطوره بچه ها بهتون خوش می گذره ایام مصیبت بار و ایام محرم را به تمامی دوستان تسلیت و تعزیت عرض می کنم.

ای تو با روح من، از روز ازل یارترین
کودک شعر مرا مهر تو غمخوارترین
گر یکی هست  سزاوار پرستش، به خدا
تو سزاوار ترینی، تو سزاوارترین !
عطر نام تو که در پرده جان پیچیده ست:
سینه را ساخته از یاد تو سر شار ترین
ای تو روشنگر ایام مه آلوده عمر
بی تماشای تو، روز و شب من تارترین
در گذرگاه نگاه تو گرفتارانند
من به سر پنجه مهر تو گرفتارترین
می توان با دل تو حرف غمی گفت و شنید
گر بود چون دل من راز نگهدار ترین

+نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم بهمن 1384ساعت17:21توسط الهام | |

یا لطیف

+نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم بهمن 1384ساعت16:59توسط الهام | |