|
قلبم را به عرضه نهاده ام به چه بهايی ؟ به سيم يا به لبخندی ؟ به شاخه گلی يا گوشه چشمی ؟ من ندانسته قيمت حراجش کردم در اين آشفته بازار به گوشه چشمی دادم و به پوز خندی بازگرفتم مطاعی گران را ارزان فروختم و به گزاف قيمتی پس گرفتم
فكر كردم اسمان را مي توان تسخير كرد كاش ميشد هيچ كس تنها نبود چرا اينگونه بايد ساده باشم
تو رو داشتن مثه خوابه ........................ آخريني
[192 kbps] [64 kbps] شامل ین آهنگ ها.....
رفتی نموندی بی وفا انگار اثر نداشت دعا قلب منو شکستیا غصّه نخور فدای سرت گفتی که چاره سفر گفتی دعا بی اثر نگاهم هر روز به در غصّه نخور فدای سرت فدای سرت اگه من خیلی تنهام فدای سرت اگه گریون چشمام فدای سرت اگه دلمو شکستی میگن عاشق یکی دیگه هستی دلت دیگه از شیشه نیست چشات مثل همیشه نیست تو گل نمی ریزی به پام دیگه نمی میری برام آغوش تو برای من انگار دیگه جا نداره دوسم نداری می دونم این دیگه امّا نداره فدای سرت اگه من خیلی تنهام فدای سرت اگه گریون چشمام فدای سرت اگه دلمو شکستی میگن عاشق یکی دیگه هستی دلت دیگه از شیشه نیست چشات مثل همیشه نیست تو گل نمی ریزی به پام دیگه نمی میری برام شبای تاریک و سیاه ماه و صدا نمی کنی قفل سکوت و دیگه با معجزه وا نمی کنی رفتی نموندی بی وفا تنهایی سخته به خدا باز زیر قولت زدی یار غصّه نخور فدای سرت گفتی نه فکر رفتنی نه اهل دل شکستنی دلی نمونده بشکنی غصّه نخور فدای سرت فدای سرت اگه من خیلی تنهام فدای سرت اگه گریون چشمام فدای سرت اگه دلمو شکستی میگن عاشق یکی دیگه هستی فدای سرت که دلمو شکستی دوست دارم عاشق بی صدا Bo0Ss
عشق بی انتهاست زيرا معشوق را نهايتی نيست... دلم مي گيرد از آواري كه مي ريزد در دلم هر دم
بند تمــام خاطره ها را گسست و رفت ســاحل کنـار پنجره مـا رسـيده بـود نزديک ظهر داغ غزل خيز فصل مهر انبـوه شـعرهای دلـم بی جواب مـاند دنيا خلاصه شد به اتــاقی شـبـيه عشق قصه ، تمام جاذبه اش فصل آخــر است كيست كه مراهمانگونه هستم بپذيرد؟و توان مقاومت و ايستاده گي با من را در اين طوفان داشته باشد؟
خسته ام از نوشتن،از عشق ...از نوشتن از اين همه دروغ... خسته ام از اين کلمات کودکانه،از اين دلخوشی های بچه گانه خسته ام از اين مستی و سردرگمی...خسته از جستجو کردن ، فراموش کردن هستی ام ...وجودم...خسته از بازی های بچه گانه از بازی با اين همبازی های بچه تر از خودم...خسته از دويدن... برای رسيدن...برای رسيدن به هيچ! خسته ام از اين اعتياد قلبم به عشق...از اعتياد چشمانم به اشک.خسته از باور دروغی بنام عشق... خسته از اين قمار ...از قمار دل...قماری که آخرش چه برنده باشی و چه بازنده...بازنده ای بيش نخواهی بود... قماری که در پايانش بجای مشتی اسکناس چکشی ردو بدل ميشود که برنده با آن بر دل بازنده ميکوبد... چکشی که فقط خرد ميکند..و دست به دست منتقل ميشود بازنده های قمار امروز شايد چکش به دستان قمار فردا باشند خسته از جارو کردن خرده شيشه های دل...خسته از بريده شدن دستم به دست اين خرده شيشه های مقدس...خسته از مرهم گذاشتن بر اين زخم های کهنه،خسته از شنيدن صدا در دل...که هر از گاه غريبه ای بر آن ميکوبد...خسته از نوشتن نام اين رهگذران بر ديوار دلم با تيشهء عشق خسته از پاک کردن نام اين رهگذران پس از رفتنشان از اين سامان...خسته از کاروانسرا شدن دل و به زير سوال رفتن عشق...
خداوندا.. خداوند...
shad bashid va digaran ra shad konid الهام
سلام عزیزان
اگه می خوای بری برو از تو دوباره می گذرم نگاه به گریه هام نکن من از تو بی وفا ترم تو اشتباه عمرمی که دیگه تکرار نمی شی این دفعه دیگه بر نگرد تو واسه ما یار نمی شی نه غم می خوام نه خاطره فقط بذار رها بشم تو این غریبی نمی خوام مجنون قصه ها بشم از توی قصه هام برو دیگه تو فکر من نباش تموم کن این قائله رو نمک رو زخم من نپاش همیشه بی گناه تویی همیشه تقصیر منه نگاه بی وفای تو همیشه طعنه میزنه بازم دارم می بخشمت این اشتباه آخره گذشتم از گناه تو شاید خدا هم بگذره نه غم می خوام نه خاطره فقط بذار رها بشم تو این غریبی نمی خوام مجنون قصه ها بشم از توی قصه هام برو دیگه تو فکر من نباش تموم کن این قائله رو نمک رو زخم من نپاش الهام کوچک همتون
می خواهمت اما نمی دانم چه خواهد شد هرگز به اين دل بد نياوردم نه! شايد شد! لب وا کن و چيزی بگو از من چه می خواهی ؟ ديگر نمی دانم چه بايد بود و بايد شد هر کس به تو برخورد درمانده -شبيه من- ما بين ماندن با تو يا ماندن مردد شد گوشی به دستت بود اما خط نمی دادی عمری جواب من فقط اين بوق ممتد شد سر می کنم با آرزويم کس چه می داند شايد شهابی امشب از چشم شما رد شد! هیچ کس تنهایی ام را حس نکرد...لحظه های ویرانیم را حس نکرد ...در تمام لحظه هایم هیچ کس خلوت تنهاییم را حس نکرد...آسمان غم گرفته ام هیچگاه برکه طوفانیم را حس نکرد...آن که سامان غزل هایم اوست بی سر و سامانیم را حس نکرد یا حق
|
About![]()
Home
|